آهنگ در بیمارستانی که بستر من از احمد شاملو با متن
دانلود آهنگ قدیمی در بیمارستانی که بستر من از احمد شاملو
“از آلبوم مدایح بی صله”
Listen to/Download Ahmad Shamlou
Dar Bimarestani Ke Bestare Man – Dar Jodal Ba Khamoshi – Madayeh-E Bi-Seleh (Ta Sale 1369)

.
شعر «در بیمارستانی که بستر من» از احمد شاملو، اثری عمیقه و پراحساسه ساده اما تاثیرگذار، درد و رنج انسانی را در بستری از بیماری و تنهایی به تصویر میکشه. این شعر، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره ها، حس شکنندگی و امید را با هم ترکیب میکنه. شاملو با انتخاب واژگان دقیق، فضایی ملموس خلق میکنه که خواننده را به سوی مرگ، زندگی و معنای وجود به فکر میبرد. ریتم شعر، آرام و در عین حال سنگین است، گویی ضربان قلب شاعر رو بازتاب میکنه در لحظه ها و زمان ها. این اثر، نمونه برجسته از توانایی شاملو در بیان عمیقترین احساسات انسانی است.
متن
آهنگ در بیمارستانی که بستر من از احمد شاملو
در بیمارستانی که بستر من در ان به جزیره ایی در بی کرانگی میماند
گیج و حیرت زده به هر سویی چشم میگردانم
این بیمارستان از ان خنازیریان نیست
سلاطونیان و زنان پرستارش لازم و ملزوم عشرتی بینشاطند.
جذامیان ازادانه میخرامند، با پلکهای نیم جویده
و دو قلب در کیسه فتق و چرکابه یی از شاش و خاکشی در رگ
با جاروهای پر بر سرنیزه ها به گردگیری ویرانه
راهروها با احساس سهمگین حضور سایه یی هیولا که فرمان سکوت میدهد
محور خوابگاههایی ست با حلقه های اهن در دیوارهای سنگ
و تازیانه و شمشیر بر دیوار اسهالیان
شرم را در باغچه های پرگل به قناره میکشند
و قلب عافیت در اتاق عمل میتپد
در تشتک خلاب و پنبه
میان خرناسه کفتارها زیر میز جراح
اینجا قلب سالم را زالو تجویز میکنند
تا سرخوش و شاد همچون قناری مستی
به شیرینترین ترانه جانت نغمه سردهی تا استان مرگ
که میدانی امنیت بلال شیردانه یست
که در قفس به نصیب میرسد،
تا استوار پاسدارخانه برگ امان در کفت نهد
و قوطی مسکن ها را در جیب روپوشت:
یکی صبح یکی شب، با عشق!
اکنون شب خسته از پناه شمشادها میگذرد
و در اشپزخانه هماکنون دستیار جراح
برای صبحانه سرپزشک
شاعری گردنکش را عریان میکند
(کسی را اعتراضی هست؟)
و در نعش کشی که به گورستان میرود
مردگان رسمی هنوز تقلایی دارند
و نبضها و زبانها را هنوز
از تب خشم کوبش و آتشی هست.
عریان بر میز عمل چاربندم اما باید نعره ایی برکشم
شرف کیهانم اخر هابیلم من
و در کدوکاسه جمجمه ام
چاشت سرپزشک را نواله هست.
به غریوی تلخ نواله را به کامش زهر افعی خواهم کرد،
بامدادم اخر طلیعه افتابم
دانلود آهنگ در بیمارستانی که بستر من احمد شاملو
دیدگاه خود را بگذارید